عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

307

منازل السائرين ( فارسى )

مىكردند . در داستانى در ارتباط با ابراهيم ادهم قدّس سرّه آمده كه رويز ابراهيم در راهى مىرفت شخصى كه راه را گم كرده بود به ايشان رسيد و گفت ؛ آبادى كدام طرف است ، ابراهيم سمت قبرستان را نشان داد ، او رفت و خشمگين بازگشت و ابراهيم را به خاطر اين عمل به دشت كتك زد و رفت ، در راه جمعى را ديد كه به انتظار ايستاده‌اند ، از آنها پرسيد براى چه اينجا ايستاده‌ايد ، گفتند : شنيده‌ايم ابراهيم ادهم از اينجا مىگذرد ايستاده‌ايم تا او را ببينيم . شخص متوجه شد كه ابراهيم ادهم همان شخص بوده ، سرآسيمه برگشت و به پاس او افتاد و عذرخواهى كرد ، ابراهيم ادهم به او گفت : همان لحظه تو را بخشيدم زيرا نخواستم كه خدا به واسطهء آن كار تو به من پاداش دهد و تو را عذاب كند . الدّرجة الثانية : أن تقرّب من يعصيك و تكرم من يؤذيك و تعتذر الى من يجنى عليك سماحا لا كظما و توادّا لا مصابرة . اين‌كه نزديك شوى به هركس كه از تو دورى گزيده و بزرگ بدارى آن كس كه تو را اذيت كرده ، عذرپذير باشى با طيب خاطر نه از روى فرو بردن خشم نسبت به كسى كه جنايتى در حق تو مرتكب شده است ، از سرگذشت نه از روى صبر و شكيبايى . تلمسانى در اين ار تباط مىفرمايد : « كلام خواجه ( ان تقرب من يعصيك ) ، مقصود از آن اين است كه نفست را ملزم كنى كه به او نزديك شود از طريق همنشينى با ضد خود و نيكى به او تا اين‌كه نيكى تخلق به جوانمردى براى او حاصل شود . و كلام ايشان « و تكرم من يوذيك » ، منظور از اين كلام هم نظير گفتار پيشين است ؛ و با اين شيوه احتمال اذيت آن شخص بيشتر مىگردد تا به صورت عادت درمىآيد . پس به اين وسيله براى شخص صفت فتوت محقق مىشود » . امام سجاد عليه السّلام در صحيفهء سجاديه چنين مىفرمايند : سدّدنى لأن أعارض من غشّنى بالنصح و أجزى من هجرنى بالبّر . « 1 » خدايا از سر خيرخواهى مانع من شو كه آبروى كسى را كه مرا فريب داده است بريزم و هرآن كس را

--> ( 1 ) . صحيفهء سجاديه ، دعاى 20 .